میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی، از نوادگان اقوام مغول و ترک آسیای مرکزی و یکی از قلههای شعر فارسی در شبهقاره هند، در سال ۱۰۵۴ هجری قمری در شهر عظیمآباد هند دیده به جهان گشود. نیاکان وی از قبیلهٔ ارلاس، از اقوام مغول و ترکهای جغتایی، بودند که پیشتر در بخارا سکونت داشتند. پدر بیدل، یعنی عبدالخالق، فردی صوفیمنش از سلسلهٔ قادری بود که در ابتدا به شغل سپاهیگری مشغول بود؛ اما دیری نگذشت که این پیشه را رها کرد و به محضر عرفا پیوست. او فرزندش را به پاس احترام و تیمُّن به شیخ عبدالقادر گیلانی، پیشوای طریقت قادری، عبدالقادر نام نهاد. متأسفانه، بیدل در پنجسالگی پدر خود را از دست داد و از آن پس، عموی جوان و فاضلش، میرزا قلندر، سرپرستی و تعلیم او را بر عهده گرفت.
تحت سرپرستی عمویش، مسیر رشد علمی و ادبی بیدل با سرعت و دقت طی شد. میرزا عبدالقادر، علاوه بر زبان مادری خود یعنی بنگالی، با زبانهای ریخته که بعدها به اردو شهرت یافت، سانسکریت و ترکی نیز آشنایی یافت. دانش او در زبانهای فارسی و عربی نیز در مکتب به شکلی نظاممند آموخته شد. این استعداد زودهنگام در یادگیری، در ششسالگی او را با قرآن کریم آشنا ساخت و شگفتآور آنکه، وی در کمتر از یک سال موفق به ختم کل قرآن شد؛ این امر نشاندهندهٔ عمق استعداد و پشتکار او در کسب معارف است.
این زمینههای فرهنگی و زبانی غنی، بستر لازم برای شکلگیری سبک منحصر به فرد بیدل را فراهم آورد. او با تکیه بر این دانش چندوجهی، توانست قلههای سبک هندی را فتح کند؛ سبکی که در آن نازکی خیال، پیچیدگی مضامین عرفانی و پیچوتابهای لفظی و معنوی، از ویژگیهای بارز آن بهشمار میآید. بیدل دهلوی، با دیوانهای عظیم و مثنویهای پرمغز خود، جایگاه خویش را نه تنها در شعر فارسی هند، بلکه در گسترهٔ ادبیات فارسی جهان تثبیت نمود و بهعنوان یک الگوی فنّی و فکری برای شاعران پس از خود باقی ماند.