میثب

لغت نامه دهخدا

میثب. [ ث َ ] ( ع اِ ) زمین نرم. ( منتهی الارب، ماده وث ب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || زمین بلند و برآمده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || زمین مرتفع. ( از ناظم الاطباء ). || جدول و چشمه خرد. ( ناظم الاطباء ). چشمه خرد.( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || ( ص ) برجهنده و نشیننده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
میثب. [ ث َ ] ( اِخ ) مالی است در مدینه وآن یکی از صدقات نبی علیه السلام است و برای وی هفت حیطان به نامهای برقه و میثب و صافیه و اعواف و حسنی و دلال و مشربة ام ابراهیم بود. ( از معجم البلدان ).
میثب. [ ث َ ] ( اِخ ) موضعی است در راه مکه نزدیک غدیر خم. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( معجم البلدان ).

ببم یعنی چه؟
ببم یعنی چه؟
وارونه یعنی چه؟
وارونه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز