میانوندافزایی در زبانشناسی به فرایندی ساختواژی یا صرفی گفته میشود که در آن یک جزء زبانی به نام «میانوند» در درون ریشه یا ستاک یک واژه قرار میگیرد تا اطلاعات دستوری یا معنایی جدیدی به آن افزوده شود. این پدیده برخلاف پیشوندافزایی و پسوندافزایی است که در آنها اجزای افزودهشده در ابتدا یا انتهای واژه قرار میگیرند، در حالی که در میانوندافزایی، عنصر افزودهشده در میان واژه جای میگیرد. میانوندها میتوانند نقشهای گوناگونی داشته باشند، از جمله نشان دادن زمان، شمار، وجه یا ایجاد تغییر در معنای واژه. این فرایند در برخی زبانهای جهان، بهویژه زبانهای جنوبشرقی آسیا و برخی زبانهای بومی، رایجتر است و بهعنوان بخشی از نظام صرفی آنها عمل میکند. از نظر ساختاری، جایگاه دقیق میانوند در واژه تابع قواعد خاص هر زبان است و بهصورت تصادفی تعیین نمیشود. میانوندافزایی میتواند موجب تغییر در تلفظ، آهنگ یا حتی ساخت هجایی واژه شود. در زبان فارسی، این فرایند بهصورت گسترده وجود ندارد و بیشتر در قالب مفاهیم نظری زبانشناسی مورد مطالعه قرار میگیرد. بررسی این پدیده به زبانشناسان کمک میکند تا سازوکارهای درونی ساخت واژه و تنوع نظامهای زبانی را بهتر درک کنند. همچنین میانوندافزایی نشاندهنده انعطافپذیری زبانها در ایجاد معنا از طریق تغییرات درونی واژهها است. در مجموع، این فرایند یکی از روشهای مهم و جالب در ساخت واژه است که نقش مهمی در تنوع و پیچیدگی زبانهای انسانی ایفا میکند.
میانوندافزایی
فرهنگستان زبان و ادب
{infixation} [زبان شناسی] فرایندی ساختواژی یا صرفی که در آن میانوندی برای افزودن اطلاعات دستوری یا واژگانی در میانۀ ستاک یا ریشه قرار گیرد
ویکی واژه
فرایندی ساختواژی یا صرفی که در آن میانوندی برای افزودن اطلاعات دستوری یا واژگانی در میانۀ ستاک یا ریشه قرار گیرد.