مگس پرانیدن

مترادف‌ها

مگس راندن، مگس را دور کردن

فرهنگ معین

( ~. پَ دَ ) (مص م. ) کساد بودن بازار.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - دور کردن مگس از حوالی خود. ۲ - بیکار ماندن ( ایهام ): [ مصریان چو نپرانند مگس بادل تنگ زهر نوشان تو گر کام بشکر ندهند ? ] ( ظهوری آنند. )

ویکی واژه

کساد بودن بازار.

جمله سازی با مگس پرانیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 پیرمرد با خستگی تمام سعی می‌کرد با استفاده از یک روزنامه قدیمی، مگس پرانیدن را در نزدیکی میز ناهارخوری خود ادامه دهد تا بتواند آرام بخورد.

💡 در آن هوای گرم تابستانی، مادر مدام مشغول مگس پرانیدن با دست بود تا از مزاحمت حشرات در هنگام صرف وعده شام جلوگیری کند.

💡 او با دقت و تمرکز زیاد، شروع به مگس پرانیدن کرد تا اجازه ندهد حشرات کوچک روی میوه‌های تازه قرار گرفته روی میز قرار بگیرند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران