مکیث

لغت نامه دهخدا

مکیث. [ م َ] ( ع ص ) رجل مکیث؛ مردی آهسته. ( مهذب الاسماء ). صاحب وقر و گران سنگ. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). مرد باوقار و متین که شتاب نورزد. ج، مُکَثاء. مکیثون: توضاء وضؤاً مکیثاً؛ ای بطیئاً متأنیاً غیر متسعجل. ( از اقرب الموارد ). || درنگ کننده. ( ناظم الاطباء ). مکث کننده. ( از اقرب الموارد ).
مکیث. [ م َ ] ( از ع،اِمص ) مکث و درنگ. ( ناظم الاطباء ). تلفظ عامیانه مکث عربی به معنی درنگ کردن. ( حاشیه برهان چ معین ).
- مکیث کردن؛ مکث کردن و درنگ نمودن و تأخیر کردن باشد. ( برهان ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(مَ ) [ ع. ] (ص. ) درنگ کننده.

فرهنگ فارسی

درنگ کننده، صاحب وقر، باوقار
۱ - ( صفت ) مکث کننده درنگ کننده. ۲ - با وقار رزین. ۳ - مکث.

ویکی واژه

درنگ کننده.

قلب یعنی چه؟
قلب یعنی چه؟
بلبل یعنی چه؟
بلبل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز