لغت نامه دهخدا
مکنوزات. [ م َ ] ( ع ص، اِ ) مأخوذ از تازی، دفینه ها و چیزهای در گنجینه نهاده. || معانی در خاطر نهان شده. ( ناظم الاطباء ).
مکنوزات. [ م َ ] ( ع ص، اِ ) مأخوذ از تازی، دفینه ها و چیزهای در گنجینه نهاده. || معانی در خاطر نهان شده. ( ناظم الاطباء ).