مژیدن
مترادفها
بشارت دادن، مژده دادن، شاد کردن
متضادها
ملامت کردن، نکوهیدن، شماتت کردن
لغت نامه دهخدا
مژیدن. [ م َ دَ ] ( مص ) مک و مکیدن بود. ( لغت فرس اسدی ).
جمله سازی با مژیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دانشمندان معتقدند که کشفیات جدید در حوزه فیزیک کوانتوم میتواند مژیدن آغاز عصر جدیدی در درک ما از جهان هستی و قوانین بنیادین طبیعت باشد.
💡 سخنرانیهای هیجانانگیز سیاستمداران معمولاً با وعدههای بزرگ و مژیدن رفاه و خوشبختی برای تمامی شهروندان آغاز میشود تا حمایتهای مردمی را جذب کنند.
💡 شاعر در اشعار خود همواره از طلوع خورشید و بهار برای مژیدن آمدن روزهای روشن و پایان یافتن دوران سخت زندگی انسانها استفاده میکند.