موم گیری

مترادف‌ها

موم گرفتن

لغت نامه دهخدا

موم گیری. ( حامص مرکب ) آلودن و اندودن به موم. || طرح ریزی نقشها بر روی موم، به این ترتیب که سرتاسر ظرف یا زمینه کار را موم می گیرند و جای نقشها را خالی می گذارند آنگاه با رنگهای لعابی آن را می آلایند و حرارت می دهند.

فرهنگ فارسی

طرح نقشها بروی موم باین ترتیب که سرتاسر ظرف را موم میگیرند و جای نقشها را خالی میگذارند. آنگاه با رنگهای لعابی آنرا می آلایند و حرارت میدهند. وقتی لعابی که موم پوشانده است خالی ماند موم گیری بپایان میرسد.

جمله سازی با موم گیری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در فرآیند مرمت و نگهداری از صنایع دستی چوبی، موم گیری یکی از مراحل بسیار حیاتی است که باعث درخشش و حفظ سلامت چوب می‌شود.

💡 هنرمندان سنتی برای محافظت از اشیاء قدیمی خود، از روش موم گیری با استفاده از مواد طبیعی استفاده می‌کنند تا از آسیب رسیدن رطوبت جلوگیری شود.

💡 پس از اتمام مراحل تراشکاری و صیقل دادن قطعه، مرحله موم گیری برای ایجاد لایه‌ای محافظ و زیبایی‌بخش بر روی سطح نهایی محصول بسیار ضروری است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران