مواثقت

مترادف‌ها

پیمان، توافق، عهد

لغت نامه دهخدا

مواثقت. [ م ُ ث َ ق َ ] ( ع مص، اِمص ) مواثقة. با هم عهد استوار بستن. ( از یادداشت مؤلف ). هم عهدی. هم پیمانی. رجوع به مواثقة شود.
مواثقة. [م ُ ث َ ق َ ] ( ع مص ) عهد و پیمان کردن با هم. وثاق. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). با کسی عهدبستن. ( ترجمان القرآن جرجانی ص 96 ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( دهار ). با کسی استواری کردن. ( المصادر زوزنی ).

فرهنگ معین

(مُ ثِ قَ ) [ ع. مواثقة ] (مص ل. ) با هم عهد و پیمان بستن.

ویکی واژه

مواثقة
با هم عهد و پیمان بستن.

جمله سازی با مواثقت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در متون حقوقی و قراردادهای قدیمی، مواثقت میان دو طرف برای اجرای تعهدات مشخص، نیازمند تایید مکتوب و حضور گواهان معتبر در محل است.

💡 اتحاد و مواثقت میان ملت‌های مختلف می‌تواند راهکاری بسیار موثر برای مقابله با بحران‌های جهانی مانند تغییرات اقلیمی و بیماری‌های پاندمیک در آینده باشد.

💡 پیروان ادیان مختلف باید برای برقراری صلح جهانی، بر روی مواثقت اخلاقی و انسانی مشترک تمرکز کنند تا از خشونت‌های بیهوده جلوگیری شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران