لغت نامه دهخدا
مهربیان. [ م ِ رَ ] ( اِخ ) از طسوج سراچه است. ( تاریخ قم ص 121 ). از طسوج لنجرود است. ( تاریخ قم ص 113 ). صاحب تاریخ قم گوید: این دیه را از بهر آن مهربیان نام نهادند که بدین دیه و موضع قسمت آب بوده است و آبیان به زبان عجم جای قسمت کردن آب باشد و بدین آب و موضع مردی مهرنام موکل بوده است.پس این ده را مهربیان نام کردند. ( تاریخ قم ص 63 ).