لغت نامه دهخدا
( مهجرة ) مهجرة. [ م ُ ج ِ رَ ] ( ع ص ) ماده شتر فربه خوش سیر که در رفتار و فربهی فزون باشد:ناقة مهجرة. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). || خرمابن بس دراز و گسترده شاخ: نخلة مهجرة. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
مهجرة. [ م َ ج َ رَ ] ( اِخ ) شهری است در اول اعمال یمن.میان آن تا صعدة بیست فرسنگ است. ( معجم البلدان ).