مهتز
مترادفها
لرزان، متزلزل، لرزنده
متضادها
ثابت، استوار
لغت نامه دهخدا
مهتز. [ م ُ ت َزز ] ( ع ص ) جنبنده و لرزنده و از جانبی به جانبی حرکت کننده. و رجوع به مهتزة و اهتزاز شود.
فرهنگ فارسی
جنبنده و لرزنده و از جانبی به جانبی حرکت کننده ٠
لرزان، متزلزل، لرزنده
ثابت، استوار
مهتز. [ م ُ ت َزز ] ( ع ص ) جنبنده و لرزنده و از جانبی به جانبی حرکت کننده. و رجوع به مهتزة و اهتزاز شود.
جنبنده و لرزنده و از جانبی به جانبی حرکت کننده ٠