منهمس

متضادها

فریاد زدن

لغت نامه دهخدا

منهمس. [ م ُ هََ م ِ ] ( ع ص ) کار پوشیده. ( منتهی الارب ). نهفته و پنهان شده. ( ناظم الاطباء ). مستور. پوشیده: امر منهمس؛ کاری نهانی. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران