منقنع
مترادفها
متقاعدکننده، باورپذیر، اثرگذار
متضادها
نامقنع، غیرمنقنع
لغت نامه دهخدا
منقنع. [ م ُ ق َ ن ِ ] ( ع ص ) قناعت کننده. ( غیاث ) ( آنندراج ).
متقاعدکننده، باورپذیر، اثرگذار
نامقنع، غیرمنقنع
منقنع. [ م ُ ق َ ن ِ ] ( ع ص ) قناعت کننده. ( غیاث ) ( آنندراج ).