منجنیقات

مترادف‌ها

سنگ‌پران

لغت نامه دهخدا

منجنیقات. [ م َ ج َ ] ( ع اِ ) ج ِ منجنیق.( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به منجنیق شود.

جمله سازی با منجنیقات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در حماسه‌های قدیمی، توصیف شده است که منجنیقات‌های عظیم با پرتابه‌های آتشین، شب‌های تاریک شهرها را به شعله‌های سوزان و وحشتناک تبدیل می‌کردند.

💡 برای تصرف قلعه‌ای مستحکم، حاکم منطقه دستور داد تا چندین منجنیق بزرگ در اطراف شهر مستقر کنند تا دیواره‌ها را به سرعت فروریزند.

💡 تکنولوژی ساخت منجنیقات در قرون وسطی به قدری پیشرفت کرده بود که دقت پرتاب آن‌ها در نبردهای بزرگ بسیار چشمگیر و تاثیرگذار بود.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران