منثار
کلمه «منثار» در زبان فارسی به معنای درخت خرمایی است که میوههای نارس (یا غورههای) آن پیش از رسیدن ریخته و پراکنده شده باشد. این واژه برگرفته از ریشه عربی و به معنای چیزی است که پراکنده یا ریخته شده است. در کاربرد اصلی، این واژه به درخت خرمایی اشاره میکند که محصول نارس آن ریخته و از بین رفته باشد. این مفهوم به موقعیتی خاص مربوط میشود که به دلایل مختلف مانند وزش بادهای شدید، رطوبتناکافی، خشکسالی یا آفتی خاص، میوهها نتوانند به مرحله کامل برسند و زودتر از موعد از درخت جدا شوند. استفاده از این کلمه بیشتر در متون قدیمی یا ادبی دیده میشود تا جایی که این صفت برای توصیف حاصلخیزی از دسترفته و غنای به هدر رفته درخت خرما بهکار میرود.
مترادفها
پراکنده، پخش شده، افشان
متضادها
جمعشده
لغت نامه دهخدا
منثار. [ م ِ] ( ع ص ) خرمابنی که غوره آن پراکنده گردد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
خرما بنی که غوره آن پراکنده گردد.
جمله سازی با منثار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شاعر در این اثر هنری باشکوه، از ترکیب اشعار موزون و کلمات منثار برای توصیف زیباییهای طبیعت و شکوه خداوند استفاده کرده است.
💡 در مراسمهای سنتی قدیمی، گلهای رز و یاس را بر روی زمین به صورت منثار و پراکنده میریختند تا فضای جشن را معطر کنند.
💡 متن این کتاب شامل مجموعهای از داستانهای کوتاه و قطعات ادبی منثار است که هر کدام به شکلی مستقل و بسیار زیبا نوشته شدهاند.