منبوت
مترادفها
روییده، سبز شده
متضادها
خشکیده، مرده
لغت نامه دهخدا
منبوت.[ مَم ْ ] ( ع ص ) رویانیده شده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). نعت مفعولی است برخلاف قیاس از مصدر«اِنبات ». ( از اقرب الموارد ). رجوع به انبات شود.
روییده، سبز شده
خشکیده، مرده
منبوت.[ مَم ْ ] ( ع ص ) رویانیده شده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). نعت مفعولی است برخلاف قیاس از مصدر«اِنبات ». ( از اقرب الموارد ). رجوع به انبات شود.