مناکره
مترادفها
مجادله، بحث، مرافعه، مشاجره، اختلاف
متضادها
سازش، توافق، صلح
لغت نامه دهخدا
مناکره. [ م ُ ک َ / ک ِ رَ / رِ ] ( از ع، اِمص ) مناکرة. رجوع به مناکرة شود. || ( اصطلاح نجوم ) آن است که کوکب روزی اندر خانه کوکب شبی باشد و خداوند خانه اندر برج کوکب روزی یا کوکب شبی اندر خانه کوکب روزی و خداوند خانه اندر برج کوکب شبی. ( التفهیم ص 485 ). بودن کوکب لیلی در خانه کوکب نهاری یا بعکس. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
فرهنگ معین
(مُ کَ رَ یا کِ رِ ) [ ع. مناکرة ] (مص ل. ) با هم جنگیدن، کارزار کردن.
ویکی واژه
مناکرة
با هم جنگیدن، کارزار کردن.