دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی مَنَاکِبِهَا: شانه هایش (کلمه مناکب جمع منکب است، که نام محل برخورد استخوان بازو با شانه است واین استعاره ایست شبیه آیه 45 سوره فاطر که فرموده: ما ترک علی ظهرها من دابة - هیچ جنبندهای بر پشت زمین زنده و باقی نمیگذاشت. مانند اینکه زمین را به اسبی رام تشبیه کرد...
ریشه کلمه:
نکب (۲ بار)ها (۱۳۹۹ بار)
«مناکب» از مادّه «نَکْب ـ نُکُوب» جمع «منکب» (بر وزن مغرب) به معنای شانه است، گویی انسان پا بر شانه زمین می گذارد و چنان زمین آرام است که، می تواند تعادل خود را حفظ کند.
عدول. انحراف «نَکَبَ عَنْهُ :عدل» در نهج البلاغه خطبه 123 در باره اهل صفین فرموده:«نُکُبٍ عَنِ الطَّریقِ» از راه حق منحرف اند.. آنانکه به آخرت تسلیم نمیشوند از راه راست منحرف اند. *. مَنکِب به معنی شانه انسان و نیز به معنی ناحیه هرچیز است جمع آن مناکب است اگر مناکب زمین به معنی شانههای آن باشد از این میتوان به کرویت زمین استدلال کرد و در این صورت همه جای زمین شانه آن است و آن مفید کرویت میباشد واگر مراد نواحی زمین باشد ربطی به کرویت نخواهد داشت یعنی: اوست که زمین را برای شما رام کرد در اطراف آن راه بروید. منظور از آیه مسخر ورام بودن زمین است نسبت به انسان و تصرفاتش. راغب که منکب را به معنی شانه میداند گوید: استعاره بودن مناکب به زمین مانند استعاره بودن ظهر است بر آن در. این لفظ فقط دوبار در کلام الله آمده است.