منافخ

لغت نامه دهخدا

منافخ. [ م َ ف ِ ] ( ع اِ ) ج ِ مِنفَخ. ( ناظم الاطباء ) ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). دم های آهنگران: آتشها افروخته... و منافخ بی منافع خرد و بزرگ را دم می داد. ( جامعالتواریخ رشیدی ).
- منافخ الشیطان؛وساوس او. ( از اقرب الموارد ) ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).