مناعم
مترادفها
نعمتها، مواهب، بخششها، عطاها
متضادها
بلا، مصیبت، ناملایمات
لغت نامه دهخدا
مناعم. [ م ُ ع ِ ] ( ع ص ) نبت مناعم؛ گیاه نرم و نازک. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( از آنندراج ). گیاه نرم و نازک و باطراوت. ( ناظم الاطباء ).
نعمتها، مواهب، بخششها، عطاها
بلا، مصیبت، ناملایمات
مناعم. [ م ُ ع ِ ] ( ع ص ) نبت مناعم؛ گیاه نرم و نازک. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( از آنندراج ). گیاه نرم و نازک و باطراوت. ( ناظم الاطباء ).