مناحی
مترادفها
جنبهها، جهتها، ابعاد، طرفها
لغت نامه دهخدا
مناحی. [ م َ ] ( ع اِ ) ج ِ مِنحاة. ( اقرب الموارد ). رجوع به منحاة شود.
فرهنگ فارسی
جمع منحاه
جنبهها، جهتها، ابعاد، طرفها
مناحی. [ م َ ] ( ع اِ ) ج ِ مِنحاة. ( اقرب الموارد ). رجوع به منحاة شود.
جمع منحاه