ممارزه
مترادفها
مبارزه، جدال، کشمکش، تمرین، ریاضت
متضادها
آرامش، تسلیم
لغت نامه دهخدا
( ممارزة ) ممارزة. [ م ُرَ زَ ] ( ع مص ) مروسیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). ممارست. ( از اقرب الموارد ) ( از معجم متن اللغة ).
مبارزه، جدال، کشمکش، تمرین، ریاضت
آرامش، تسلیم
( ممارزة ) ممارزة. [ م ُرَ زَ ] ( ع مص ) مروسیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). ممارست. ( از اقرب الموارد ) ( از معجم متن اللغة ).