مقلوف
مترادفها
وارونه، معکوس
لغت نامه دهخدا
مقلوف. [ م َ ] ( ع ص ) خمی که گل سر آن را برداشته باشند. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
جمله سازی با مقلوف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در رستورانهای عربی، غذای مقلوف یکی از محبوبترین انتخابها برای کسانی است که به دنبال طعمهای سنتی و لذیذ با گوشت و برنج هستند.
💡 مادر با دقت تمام مواد لازم برای پخت یک ظرف مقلوف خوشمزه را آماده کرد تا در مهمانی شام امشب برای مهمانان سرو کند.
💡 دستور پخت مقلوف معمولاً شامل سرخ کردن گوشت، برنج و سبزیجاتی مانند بادمجان یا گلکلم است که در لایههای مختلف قرار میگیرند.