مقطوفه
مترادفها
بریده، جدا شده
متضادها
متصل، پیوسته
لغت نامه دهخدا
( مقطوفة ) مقطوفة. [ م َ ف َ ] ( ع ص ) چیده شده و گویند ثمار مقطوفة. ( ناظم الاطباء ).
بریده، جدا شده
متصل، پیوسته
( مقطوفة ) مقطوفة. [ م َ ف َ ] ( ع ص ) چیده شده و گویند ثمار مقطوفة. ( ناظم الاطباء ).