مقحقح

مترادف‌ها

محقق، پژوهشگر، بررسی‌کننده

متضادها

جعل شده، ساختگی

لغت نامه دهخدا

مقحقح. [ م ُ ق َ ق ِ ] ( ع ص ) قرب مقحقح؛ قرب سخت. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران