مقتلع

مترادف‌ها

کنده شده، از ریشه کنده شده

متضادها

مستقر، کاشته

لغت نامه دهخدا

مقتلع. [ م ُ ت َ ل ِ ] ( ع ص ) از بیخ برکننده. || رباینده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). آن که برمیدارد و می رباید. ( ناظم الاطباء ).
مقتلع. [ م ُ ت َ ل َ ] ( ع ص ) ربوده شده. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || برکنده شده. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران