مقاده

لغت نامه دهخدا

( مقادة ) مقادة. [ م َ دَ ] ( ع مص ) کشیدن. ( تاج المصادربیهقی ). کشیدن ستور و جز آن. خلاف سوق. چه سوق، راندن از عقب و مقادة و قود، کشیدن از جلو را گویند. ( ازمنتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( از محیط المحیط ).
مقادة. [ م ُ دَ ] ( ع اِ ) قیاد. مهار. لگام: اعطاک مقادته؛ یعنی مهار او را به تو داد وفرمانبر و منقاد تو شد. ( ناظم الاطباء ). اعطاه مقادته؛ یعنی فرمانبر او گشت و منقاد شد. ( منتهی الارب ).

استفاده یعنی چه؟
استفاده یعنی چه؟
توده اهکی یعنی چه؟
توده اهکی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز