مفوضیه
متضادها
جبر
لغت نامه دهخدا
مفوضیه. [ م ُ ف َوْ وِ ضی ی َ ] ( اِخ ) گروهی که گویند خدا خلق جهان را به محمد ( ص ) تفویض کرده است.( از تعریفات جرجانی ). و رجوع به دو مدخل قبل شود.
جمله سازی با مفوضیه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در جریان انقلابهای بزرگ تاریخی، تشکیل یک مفوضیه برای نظارت بر اجرای قوانین و حفظ نظم عمومی، از اقدامات بسیار کلیدی و حیاتی محسوب میشد
💡 اعضای مفوضیه وظیفه داشتند که گزارشهای دقیقی از عملکرد بخشهای مختلف دولت تهیه کرده و آنها را به مجمع عالی و نمایندگان مردم ارائه دهند
💡 ایجاد یک مفوضیه مستقل و قدرتمند میتواند به تضمین اجرای عدالت و جلوگیری از سوءاستفاده از قدرت توسط مقامات دولتی در یک کشور کمک کند