مغلبه
مترادفها
غلبه، چیرگی، تسلط
متضادها
شکست، تسلیم
لغت نامه دهخدا
( مغلبة ) مغلبة. [ م َ ل َ ب َ ] ( ع مص ) چیره شدن. مَغلَب. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
غلبه، چیرگی، تسلط
شکست، تسلیم
( مغلبة ) مغلبة. [ م َ ل َ ب َ ] ( ع مص ) چیره شدن. مَغلَب. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).