مغروسه
کلمهی «مغروسه» در فارسی بهطور کلی به معنای اختلاط، آمیختگی یا ترکیب شدن چیزها با هم است و بسته به زمینه، میتواند جنبههای مختلفی داشته باشد. در زمینه روابط جنسی، این واژه به معنای آمیزش، نزدیکی جسمانی یا رابطه جنسی به کار میرود. در سایر زمینهها، «مغروسه» میتواند به معنای آمیختگی، ترکیب، درهم رفتن یا اختلاط کارها، ایدهها یا امور باشد. در معنای ادبی و مجازی، این واژه گاهی برای توصیف درهمتنیدگی اتفاقات یا امور به کار میرود، یعنی وقتی کارها یا حوادث بهگونهای با هم درآمیخته باشند که تفکیک آنها دشوار شود. «مغروسه» نقش وصفی دارد و بر پیوند یا اتصال مستقیم اجزا تأکید میکند. این واژه در متون ادبی، عرفانی و فقهی دیده میشود و کمتر در مکالمات روزمره استفاده میشود. از نظر معنایی، با واژههایی مانند «آمیزش»، «اختلاط»، «ترکیب» و «آمیخته» هممعنی است. کاربرد دقیق آن بستگی به سیاق جمله دارد و میتواند بار عملی یا استعاری داشته باشد. این واژه نشاندهنده نوعی اتصال یا ترکیب عمیق بین اجزا یا افراد است و فهم درست آن برای درک متون قدیمی و ادبی اهمیت دارد.
مترادفها
کاشته شده، نشانده
متضادها
کنده شده، برکشیده
لغت نامه دهخدا
( مغروسة ) مغروسة. [ م َ س َ ] ( ع اِ ) آمیزش. یقال: هو فی مغروسة و مرغوسة؛ ای اختلاط. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). اختلاط. آمیزش. یقال: هو فی مغروسة من الأمر؛ او در آمیختگی کارهاست. ( از ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
آمیزش اختلاط و آمیزش
جمله سازی با مغروسه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در آن داستان قدیمی، تصور میشد که ریشههای درخت باستانی در دل زمین مغروسه شده و با تاریخ این سرزمین پیوند خورده است.
💡 مفاهیم و ارزشهای اخلاقی در ذهن کودکان به گونهای مغروسه میشوند که در بزرگسالی به بخشی جداییناپذیر از شخصیت آنها تبدیل میگردد.
💡 نشانههای این تمدن باستانی در میان صخرههای آهکی کوهستان مغروسه شده است و از آثار باقیمانده آن میتوان تاریخ طولانی منطقه را فهمید.