مغبات
متضادها
وضوح، روشنایی
لغت نامه دهخدا
مغبات. [ م َ غ َب ْ با ] ( ع اِ ) ج ِ مَغَبَّة. پایانها. عاقبتها: تا در آیینه فکرت مغبات احوال و مغیبات مآل تمام مطالعه کند. ( مرزبان نامه ). و رجوع به مغبة شود.
فرهنگ عمید
= مغبه
وضوح، روشنایی
مغبات. [ م َ غ َب ْ با ] ( ع اِ ) ج ِ مَغَبَّة. پایانها. عاقبتها: تا در آیینه فکرت مغبات احوال و مغیبات مآل تمام مطالعه کند. ( مرزبان نامه ). و رجوع به مغبة شود.
= مغبه