معربه
لغت نامه دهخدا
( معربة ) معربة. [ م ُ رِ ب َ ] ( ع ص ) مؤنث مُعرِب. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). خیل معربة؛ اسبهای تازی گرامی نژاد. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به معرب شود.
معربة. [م ُ ع َرْ رَ ب َ ] ( ع ص ) مؤنث مُعَرَّب. ج، مُعَرَّبات. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). رجوع به معرب شود.
معربة. [ م ُ رَ ب َ ] ( ع ص ) مؤنث مُعرَب. ج، مُعرَبات. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به معرب شود.
دانشنامه عمومی
معربه ( به عربی: معربة ) یک روستا در سوریه است که در بصری واقع شده است. معربه ۱۲٬۳۵۹ نفر جمعیت دارد.
جمله سازی با معربه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در علم صرف، کلمات به دو دسته اصلی تقسیم میشوند که یکی از آنها کلمات معربه و دیگری کلمات مبنی یا غیرقابل تغییر است.
💡 برای تشخیص صحیح نقش کلمه در جمله، دانشآموز باید ابتدا بررسی کند که آیا آن کلمه از نوع معربه است یا خیر.
💡 ویژگی اصلی کلمات معربه این است که علامت اعراب آنها بسته به جایگاهشان در جمله، میتواند به صورتهای مختلف تغییر کند.