معجه تصویر معنی معجه لغت نامه دهخدا ( معجة ) معجة. [ م َ ج َ ] ( ع اِ ) آغاز هر چیز. || خوبی هر چیز. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). || عنفوان جوانی. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). کلمات مرتبط عنفو مطحوم مباهجه معاتیق متدجج