معاب

لغت نامه دهخدا

معاب. [ م َ ]( ع اِ ) عیب. ( تاج المصادر بیهقی نسخه خطی کتابخانه ٔسازمان، ورق 64 ب ). عیب. مَعابَة و معیب مثل آن است. ج، معائب. ( منتهی الارب ). عیب. معابة. ج، معایب. ( از اقرب الموارد ). || جای عیب. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || ( مص ) عیب کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). عیب ناک گردیدن. ( از ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) عجیب جمع: معایب.

اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز