مطاریق

مترادف‌ها

چکش‌ها، ابزارها

لغت نامه دهخدا

مطاریق. [ م َ ] ( ع ص، اِ ) گروه پیادگان. || شتر در پی یکدیگر رونده نزدیک آب. یقال: جائت الابل مطاریق؛ یعنی در پی یکدیگر. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
مطاریق. [ م َ ] ( ع اِ ) ج ِ مِطراق. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با مطاریق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در متون قدیمی، از مطاریق برای توصیف ابزارهای سنگین کوبشی یاد شده است که در ساخت‌وسازهای اولیه و کارگاه‌های آهنگری استفاده می‌شدند.

💡 صدای برخورد مطاریق بر روی سندان در میان کوچه‌های قدیمی، یادآور دوران باستانی و مهارت‌های دستی صنعتگران در آن زمان‌های دور است.

💡 استفاده از مطاریق سنگین در فرآیند شکل‌دهی به فلزات، نیازمند دقت بسیار بالا و توان بدنی زیاد از سوی استادکاران خبره می‌باشد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران