مطارقه

لغت نامه دهخدا

( مطارقة ) مطارقة. [ م ُ رَ ق َ ] ( ع مص ) تو برتو دوختن و جامه بر هم پوشیدن. ( تاج المصادر بیهقی ). جامه بر یکدیگر دوختن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). طارق بین ثوبین؛ اذا طابق بینها. ( منتهی الارب ). طارق بین ثوبین؛ لبس احدهما علی الاَّخر. ( اقرب الموارد ). طارق بین ثوبین مطارقة و طراقاً؛ دو جامه را روی هم پوشید. ( ناظم الاطباء ). || نعل بر یکدیگر زدن بر موزه. ( منتهی الارب ). یقال طارق الرجل بین نعلین؛اذا خصف احدیهما علی الاخری. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). دو نعل را روی هم دوختن. ( از ناظم الاطباء ).
مطارقة. [ م ُ رَ ق َ ] ( ع ص ) نعت مفعولی از مصدر مطارقة. نعل مطارقة؛ دو نعل روی هم قرار داده شده و به هم دوخته. ( از ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به ماده قبل و طراق شود.

بپرمه یعنی چه؟
بپرمه یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز