کلمه «مضخ» در زبان عربی به معنای خوشبو کردن اندام و آراستن بدن با عطر است و از ریشه عربی «م-ض-خ» گرفته شده است. این واژه در متون قدیمی و دینی، مانند «منتهی الأرب»، «آنندراج»، «ناظم الاطباء» و «تاج العروس» آمده و کاربرد آن در توصیف خوشبو کردن بدن است. به عبارت دیگر، وقتی گفته میشود کسی یا چیزی «مضخ» شده است، منظور این است که اندام یا بدن با عطر و بوی خوش آراسته و خوشبو شده است. در گذشته، مردم برای خوشبو کردن بدن از روغنهای معطر، عود، مشک و دیگر مواد طبیعی استفاده میکردند و این عمل را «مضخ کردن» مینامیدند. این واژه معمولاً در متون ادبی و شعری نیز به کار رفته تا زیبایی و پاکیزگی فرد را با بوی خوش نشان دهد. همچنین در متون پزشکی و طب سنتی قدیم، «مضخ» گاهی به معنای آرایش و خوشبو کردن بدن برای سلامتی و آرامش روحی نیز آمده است. این کلمه با مفاهیمی مانند پاکیزگی، زیبایی و جذابیت ظاهری ارتباط دارد و نشان میدهد که بوی خوش بدن در فرهنگ گذشته اهمیت زیادی داشته است.
مضخ
لغت نامه دهخدا
مضخ. [ م َ ] ( ع مص ) آلودن اندام را به بوی خوش. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ) ( ازاقرب الموارد ) ( از محیط المحیط ) ( از تاج العروس ).