مصارعه

مترادف‌ها

مبارزه، کشتی گرفتن، ستیز

متضادها

صلح، آشتی، دوستی

لغت نامه دهخدا

مصارعه. [ م ُ رَ / رِ ع َ / ع ِ ] ( از ع، اِمص ) مصارعة. مصارعت. کشتی گرفتن. ( یادداشت مؤلف ): از مصارعه حوادث جز غصه و رنج دل نزاید. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 258 ). می دانستند با سیل در مصارعه آمدن جان بازی است. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 207 ). و رجوع به مصارعت و مصارعة و کُشتی شود.

فرهنگ فارسی

کتابی است تالیف ابوالفتح شهرستانی در رد بر هفت مساله از مسائل الهی ابن سینا.
۱- ( مصدر ) کشتی گرفتن یکدیگر را بر زمین کوفتن. ۲ - ( اسم ) کشتی گیری.
مصارعه مصارعت

جمله سازی با مصارعه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در مسابقات سنتی، مصارعه یکی از ورزش‌های بسیار محبوب است که نیازمند قدرت بدنی بالا و مهارت‌های فنی بسیار پیچیده می‌باشد.

💡 مبارزان حرفه‌ای برای پیروزی در میدان مصارعه، سال‌ها تمرین سخت و برنامه‌های غذایی بسیار دقیقی را در باشگاه‌های ورزشی دنبال می‌کنند.

💡 مفهوم مصارعه در ادبیات عرفانی، معمولاً به جنگ داخلی میان نفس اماره و روح پاک انسان برای رسیدن به حقیقت اشاره دارد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران