لغت نامه دهخدا
مشعوراء. [ م َ ] ( ع مص ) دانستن و دریافتن. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). مشعور. ( از ناظم الاطباء ). و رجوع به شعر و ماده قبل و بعد شود.
مشعوراء. [ م َ ] ( ع مص ) دانستن و دریافتن. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). مشعور. ( از ناظم الاطباء ). و رجوع به شعر و ماده قبل و بعد شود.