مسکنات
مترادفها
مسکنها، داروهای تسکیندهنده
متضادها
محرکات
لغت نامه دهخدا
مسکنات. [ م ُ س َک ْ ک ِ ]( ع اِ ) ج ِ مسکن و مسکنة. چیزهایی که تسکین می دهند وآرام می کنند. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به مسکن شود.
مسکنها، داروهای تسکیندهنده
محرکات
مسکنات. [ م ُ س َک ْ ک ِ ]( ع اِ ) ج ِ مسکن و مسکنة. چیزهایی که تسکین می دهند وآرام می کنند. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به مسکن شود.