مسلوع

لغت نامه دهخدا

مسلوع. [ م َ ] ( ع ص ) آن که بر اندام وی سِلعة ( زگیل ) برآمده باشد. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء )

جمله سازی با مسلوع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در متون طب سنتی، درمان بیماری مسلوع با استفاده از گیاهان دارویی خاص و تغییر رژیم غذایی به منظور بهبود عملکرد سیستم گوارش پیشنهاد می‌شود.

💡 بیمار پس از مدتی طولانی از ابتلا به مسلوع شدید، بالاخره توانست با رعایت اصول تغذیه‌ای و مشورت با پزشک، سلامتی خود را باز یابد.

💡 پزشک متخصص گوارش توصیه کرد که برای رفع مشکل مسلوع، مصرف فیبر در رژیم غذایی روزانه و نوشیدن مقدار زیادی آب بسیار ضروری است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران