لغت نامه دهخدا
مسرود. [ م َ ] ( اِ ) دعا و افسون و عزیمت. ( از برهان ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج ).
مسرود. [ م َ ] ( ع ص ) درز دوخته و زره بافته و زره ثقبه دار. ( منتهی الارب ). و رجوع به مسرودة شود.
مسرود. [ م َ ] ( اِ ) دعا و افسون و عزیمت. ( از برهان ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج ).
مسرود. [ م َ ] ( ع ص ) درز دوخته و زره بافته و زره ثقبه دار. ( منتهی الارب ). و رجوع به مسرودة شود.