مستفز
مترادفها
تحریک کننده، برانگیزاننده
متضادها
آرامبخش، تسلیدهنده
لغت نامه دهخدا
مستفز. [ م ُ ت َ ف ِزز ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استفزاز. بیرون کننده و خارج کننده. ( از اقرب الموارد ). || بقتل رساننده و کشنده. || قعد مستفزاً؛ با عدم اطمینان نشست. ( از اقرب الموارد ). رجوع به استفزاز شود.
جمله سازی با مستفز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 رفتار پرخاشگرانه و کلمات مستفز او باعث شد تا بحث میان دو طرف از یک گفتگوی دوستانه به یک درگیری لفظی بسیار جدی تبدیل شود.
💡 در دنیای سیاست، برخی کارگزاران با استفاده از اظهارات مستفز خود سعی در جلب توجه افکار عمومی و تحریک احساسات تودههای مردم دارند.
💡 روانشناسان معتقدند که مواجهه با یک شخصیت مستفز نیازمند کنترل بالای احساسات و حفظ آرامش روانی برای جلوگیری از تنشهای بیشتر است.