مستعید
متضادها
ناآماده، بیمهیا
لغت نامه دهخدا
مستعید. [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استعادة. عادت خویش کننده چیزی را. || خواهنده اعاده و تکرار مطلبی. ( اقرب الموارد ). رجوع به استعادة شود.
فرهنگ فارسی
عادت خویش کننده چیزی را
جمله سازی با مستعید
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نیروهای امنیتی پس از دریافت دستورات جدید از فرماندهی، در وضعیت مستعید و آماده برای عملیات بسیار حساس و مهم در مرزهای کشور قرار گرفتند.
💡 تیم امداد و نجات پس از چندین ساعت آمادهسازی تجهیزات، در وضعیتی مستعید برای ورود به منطقه حادثهزده و نجات جان قربانیان قرار داشتند.
💡 او با وجود تمام خستگیهای ناشی از سفر طولانی، همچنان در وضعیتی مستعید و آماده برای شرکت در جلسه بسیار مهم فردا صبح قرار دارد.