مستعاد
مترادفها
آماده، مهیا، مستعد
لغت نامه دهخدا
مستعاد. [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) نعت مفعولی از استعادة. نفع گرفته شده. ( غیاث ) ( آنندراج ). رجوع به استعادة شود.
فرهنگ فارسی
نفع گرفته شده
جمله سازی با مستعاد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بنیانگذار این باشگاه فردی بود در ایالات متحده و کانادا، فرشتههای جهنم به عنوان شرکت موتور سیکلت سواران فرشتههای جهنم نام برده میشوند. از نامهای مستعاد برای این باشگاهها میتوان از "H. A.", "سرخ و سفید" و "81" نام برد.