مستعلم

مترادف‌ها

پرسشگر، جویا، تحقیق کننده

متضادها

نادان، بی‌اطلاع

لغت نامه دهخدا

مستعلم. [ م ُ ت َ ل ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استعلام. پرسنده از چیزی. ( منتهی الارب ). پرسنده از خبر. ( اقرب الموارد ). رجوع به استعلام شود.

فرهنگ معین

(مُ تَ لِ ) [ ع. ] (اِفا. ) طلب کنندة علم.

جمله سازی با مستعلم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 او با نگاهی مستعلم و کنجکاو، به تمام جزئیات محیط اطرافش توجه می‌کرد تا بتواند با محیط جدید سازگار شود.

💡 کارآگاه با رفتاری مستعلم و هوشمندانه، سعی داشت اطلاعات لازم را از شهود در محیطی کاملاً غیرمستقیم به دست آورد.

💡 هر پژوهشگر مستعلم، باید پیش از شروع تحقیق، منابع و اطلاعات اولیه را به دقت و وسواس بررسی کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران