مستعطف
مترادفها
جذب شده، متمایل
متضادها
گریزان
لغت نامه دهخدا
مستعطف. [ م ُ ت َ طِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استعطاف. عطف توجه خواهنده از کسی. ( اقرب الموارد ). رجوع به استعطاف شود.
جذب شده، متمایل
گریزان
مستعطف. [ م ُ ت َ طِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استعطاف. عطف توجه خواهنده از کسی. ( اقرب الموارد ). رجوع به استعطاف شود.