مستزیر
متضادها
برهنه
لغت نامه دهخدا
مستزیر. [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استزارة. زیارت خواهنده. ( منتهی الارب ). درخواست کننده ٔدیدار کسی. ( اقرب الموارد ). رجوع به استزارة شود.
برهنه
مستزیر. [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استزارة. زیارت خواهنده. ( منتهی الارب ). درخواست کننده ٔدیدار کسی. ( اقرب الموارد ). رجوع به استزارة شود.