مستحلف
مترادفها
سوگندآور
متضادها
سوگندخور
لغت نامه دهخدا
مستحلف. [ م ُ ت َ ل ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از مصدر استحلاف. سوگندخواه. آنکه تقاضای سوگند از کسی می کند. ( ناظم الاطباء ). || سوگنددهنده. ( ناظم الاطباء ). رجوع به استحلاف شود.
سوگندآور
سوگندخور
مستحلف. [ م ُ ت َ ل ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از مصدر استحلاف. سوگندخواه. آنکه تقاضای سوگند از کسی می کند. ( ناظم الاطباء ). || سوگنددهنده. ( ناظم الاطباء ). رجوع به استحلاف شود.